مونرو، نورما جین مورتنسون، در ژوئن 1926 به دنیا آمد. مادرش گلدیس پرل بیکر (با نام خانوادگی مونرو، 1902-1984) نام داشت. پدرش ناشناس بود و او با نام نورما جین بیکر تعمید داده شد. مادرش گلادیس وضعیت روانی آشفته ای داشت و برای مقابله با تربیت فرزندانش تلاش می کرد. برای شش سال اول، مریلین توسط والدینی به نام آلبرت و آیدا بولندر در شهر هاثورن، کالیفرنیا بزرگ شد. سپس مادرش سعی کرد مرلین را پس بگیرد، اما او دچار یک فروپاشی روانی شد و مرلین بین یتیم خانههای مختلف و خانههای پرورشدهی منتقل شد. دوران کودکی آسیب زا او را خجالتی و محجوب کرد.
برای دنبال کردن آخرین و جدیدترین اخبار سلبریتی ها با ما همراه باشید.
monroe-marilyn درست پس از تولد 16 سالگی خود، در سال 1942، مونرو با 21 ساله همسایه همسایه خود جیمی دوگرتی ازدواج کرد. مرلین خانه دار شد، اما این زوج صمیمی نبودند و مونرو حوصله اش را گزارش می دهد. در سال 1943، شوهرش برای پیوستن به تفنگداران دریایی برای شرکت در تلاش های جنگ آمریکا رفت. کمی بعد از هم جدا شدند.

مرلین مونرو
مرلین برای امرار معاش در یک کارخانه مهمات محلی در بربنک کالیفرنیا مشغول به کار شد. اینجا بود که مرلین اولین استراحت بزرگ خود را بدست آورد. عکاس دیوید کانور، کارخانه مهمات سازی را پوشش می داد تا زنان را در حال کار برای جنگ نشان دهد. او تحت تأثیر زیبایی و طبیعت نورما قرار گرفت و در بسیاری از عکس هایش از او استفاده کرد. این او را قادر ساخت تا حرفه ای را به عنوان یک مدل شروع کند و به زودی روی جلد بسیاری از مجلات قرار گرفت.
پیشرفت شغلی
سال 1946 برای مرلین سال مهمی بود، او از شوهر جوانش طلاق گرفت و نام خود را از خسته کننده، نورما بیکر به مرلین مونرو پر زرق و برق تر (پس از مادربزرگش) تغییر داد. او دروس درام را گذراند و اولین قرارداد سینمایی خود را با کمپانی فاکس قرن بیستم بست. چند فیلم اول او کمکلید بودند، اما از همان ابتدا، نقشهای برجستهتری برای او در فیلمهایی مانند همه چیز درباره حوا، نیاگارا و بعداً جنتلمن بلوندها را ترجیح میدهند و چگونه با یک میلیونر ازدواج کرد، به دست آورد.
این نقش های فیلم موفق، او را در کانون توجه جهانی قرار داد. او به چهره ای نمادین از زرق و برق و مد هالیوود تبدیل شد. او مظهر شهوانی، زیبایی و جوشش بود و طبیعتاً فتوژنیک بود. اما او اغلب با تلههای شهرت مقابله میکرد.
«وقتی معروف هستید، به نوعی با طبیعت انسانی برخورد می کنید. حسادت را برمی انگیزد، شهرت می کند. افرادی که با آنها برخورد می کنید احساس می کنند، خوب، او فکر می کند او کیست، مرلین مونرو؟ آنها احساس میکنند شهرت به آنها نوعی امتیاز میدهد که به سمت شما بروند و هر چیزی را از هر نوع طبیعت به شما بگویند - و این به احساسات شما آسیبی وارد نمیکند - مثل اینکه برای لباسهای شما اتفاق میافتد نه شما.
- مرلین مونرو (یک زندگی بازیگر، 1993)
در سال 1954 با جو دی ماجیو، ستاره بیسبال که دوستی بیش از دو سال داشت، ازدواج کرد. مونرو اکنون یکی از بزرگترین گیشههای هالیوود بود، اما قرارداد او که در سال 1950 مذاکره شد، دستمزد کمتری را نسبت به سایر ستارهها برای او به همراه داشت. همچنین، مونرو نمیخواست بهعنوان یک «بمب بلوند» تایپ شود - فقط نقشهای سادهای را در کمدیها و موزیکالها بازی میکرد. در یک اختلاف بر سر دستمزد و انتخاب بازیگری، او به طور موقت توسط فاکس قرن بیستم تعلیق شد، اما در نهایت، آنها به برخی از خواستههای مونرو تن دادند و دستمزد بالاتری به او دادند. در سپتامبر 1954، او در فیلم The Seven Year Itch بازی کرد که پس از یک شیرین کاری رسانه ای موفق در خیابان لکسینگتون، نیویورک، مورد توجه رسانه ها قرار گرفت.
مونرو مریلین-در سال 1955، او به دنبال استقلال بیشتر از فاکس بود و تولید فیلم خود را شروع کرد و شروع به مطالعه روش بازیگری کرد. علیرغم اینکه رسانهها اغلب پتانسیلهای مونرو را نادیده میگیرند، تلاشهای او برای بهبود بازیگری نتیجه داد و فیلمهای بعدی به دلیل دامنه وسیعتر بازیگری او مورد تحسین منتقدان قرار گرفتند. او برای فیلم ایستگاه اتوبوس (1956) نامزد جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر زن شد. او در سال 1959 برای بازی در فیلم "بعضی ها داغ را دوست دارند" برنده گلدن گلوب شد.
رابطه او با جو دی ماجیو به دلیل ماهیت حسادت و کنترل او به سرعت تیره شد. مونرو خیلی زود درخواست طلاق داد، اگرچه این زوج با وجود طلاق دوستی خود را حفظ کردند. مونرو با آرتور میلر نمایشنامه نویس آشنا شد و در سال 1956 ازدواج کرد. مونرو برای ازدواج به یهودیت گروید. این ازدواج به خاطر ترکیب میلر روشنفکر چپ و مونرو، "بلوند گنگ" مورد توجه رسانه ها قرار گرفت. این ازدواج گاهی اوقات، به طرز ناخوشایند، به عنوان "ساعت شنی عروسی سر تخم مرغ" نامیده می شد.
برای پیچیده تر شدن اوضاع، میلر به دلیل ادعای "همدردی های کمونیستی" تحت بازجویی قرار گرفت و روسای رسانه ها مونرو را تشویق کردند که به این رابطه پایان دهد، اما مونرو متاثر نشد. افبیآی پروندهای را درباره او باز کرد، زیرا نگران دیدگاههای سیاسی شوهرش بود.
در اواخر دهه 1950 و اوایل سال 1960، وضعیت سلامتی او رو به وخامت گذاشت. او از اعتیاد به باربیتورات رنج می برد و دوره های افسردگی را تجربه می کرد. ازدواج او با میلر به هم خورد و او با ایو مونتان، فرانک سیناترا و دیگران روابطی داشت. در طول دهه 1960، وضعیت بد او باعث تیراندازی شد
lms چالش برانگیز بود و تولید اغلب به تعویق می افتاد. او هنوز تقاضای زیادی داشت و اغلب در جلد اول مجلات براق ظاهر می شد. در سال 1962، او به کاخ سفید دعوت شد تا برای تولد جی اف کندی بخواند.
مرگ و میراث
به طرز غم انگیزی، او به دلیل مصرف بیش از حد باربیتورات ها در سال 1962 در سن 36 سالگی زود درگذشت.
اگرچه مونرو تصویری از "بلوندهای گنگ" را پرورش داد - در واقع، تصویر و شخصیت او چیزی بود که او از پرورش و توسعه آن مراقبت کرد - از طریق رسانه ها و قدرت بازیگری خود. اگرچه بسیاری در آن زمان ناراضی بودند، او سیستم قدرتمند استودیوی هالیوود را پذیرفت و برخلاف انتظار، حرفه بازیگری خود را با نیت خودش توسعه داد. با این حال، در پشت شخصیت عمومی مطمئن خود، او با روابط دست و پنجه نرم کرد و به مصرف مواد مخدر شدید متوسل شد که تأثیر مخربی بر سلامت روحی و جسمی او داشت. به یک معنا، مونرو رویای آمریکایی را زندگی کرد - از گمنامی برای تبدیل شدن به یک هنرپیشه مشهور، اما این رویایی بود که با غم و اندوه برای شهرت رنگ آمیزی شده بود که آرامش خاطر یا شادی را به ارمغان نمی آورد.

معرفی بهترین وبلاگ نویسان سفر در اینستاگرام